عاشقانه
 
نويسندگان
لینک دوستان
لينكي ثبت نشده است
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 6
دیروز : 0
افراد آنلاین : 1
همه : 71
پيوندهای روزانه
لينكي ثبت نشده است
چت باکس
دستمال كاغذي به اشك گفت: قطره قطره‌ات طلاست يك كم از طلاي خود حراج مي‌كني؟ عاشقم.. با من ازدواج مي‌كني؟ اشك گفت: ازدواج اشك و دستمال كاغذي!؟ تو چقدر ساده‌اي خوش خيال كاغذي! توي ازدواج ما، تو مچاله مي‌شوي چرك مي‌شوي و تكه‌اي زباله مي‌شوي پس برو و بي‌خيال باش عاشقي كجاست؟ تو فقط دستمال باش! دستمال كاغذي، دلش شكست گوشه‌اي كنار جعبه‌اش نشست گريه كرد و گريه كرد و گريه كرد در تن سفيد و نازكش دويد خون درد آخرش، دستمال كاغذي مچاله شد مثل تكه‌اي زباله شد او ولي شبيه ديگران نشد چرك و زشت مثل اين و آن نشد رفت اگرچه توي سطل آشغال پاك بود و عاشق و زلال او با تمام دستمال‌هاي كاغذي فرق داشت چون كه در ميان قلب خود دانه‌هاي اشك كاشت. عرفان نظرآهاري
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۱ مرداد ۱۳۹۸ ] [ ۱۲:۱۶:۴۹ ] [ مهران جهانفر ]
ارسال نظر
نام :
ایمیل :
سایت :
پیام :
خصوصی :
کد امنیتی :
Mehraa.geblog.ir
[ ]
.: Weblog Themes By geblog :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
موضوعي ثبت نشده است
آرشيو مطالب
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت

دانلود و دریافت کد این آهنگ
دانلود آهنگ جدید